فرهنگ آریان‌پور

اسباب و الات

#۸٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۲

equipment

تجهیزات، ساز و برگ

۳

furniture

اثاثه، اثاث خانه، سامان، اسباب، وسایل، مبل