فرهنگ آریان‌پور

دانشجوی نخستین سال دانشکده یا دانشگاه

#۸۸٬۰۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fresher

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین fresh