فرهنگ آریان‌پور

دانش

#۸۷٬۹۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gramarey

دانش، دستور زبان، جادو

۲

lore

آموزش، معرفت، دانش، مجموعه معارف و فرهنگ یک قوم و نژاد، فرهنگ نژادى، افسانه ها و روایات قومى، فاصله بین چشم و منقار (یا دماغ) حیوانات

۳

letter

حرف، نویسه، حرف الفبا، حرف چاپى، نامه، مراسله، کاغذ، ادبیات، آثار ادبى، معرفت، دانش، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن، اجازه دهنده

۴

wisdom

فرزانگى، خرد، حکمت، عقل، دانایى، دانش، معرفت

۵

kenning

(ادبیات کهن آلمان) نوعى استعاره (مثلا " دریارو " به جاى " کشتى ")، دانش، نگاه، قدرت بینایى

۶

science

علم، دانش، علوم

۷

witting

(بیشتر در جمع) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدى

۸

knowledge

بصیرت، اطلاع، دانش، معرفت، وقوف، دانایى، علم، آگاهى

۹

erudition

فضل و دانش، دانشورى

۱۰

scholarship

تحقیق، دانش، کمک هزینه دانشجویى، فضل و کمال

۱۱

art

هنر، فن، صنعت، استعداد، استادى، نیرنگ

۱۲

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۳

learning

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن

۱۴

familiarity

آشنایى، انس

۱۵

information

اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات، آگاهگان، پرسشگاه، استخبار، خبر رسانى

۱۶

acquaintance

آشنایى، سابقه، آگاهى، آشنا، آشنایان