فرهنگ آریان‌پور

دام

#۸۷٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

snare

دام، تله، بند، کمند، به دام انداختن، با تله گرفتن

۲

pitfall

دام، تله، گودال سرپوشیده

۳

springe

دام، کمند، دام افکندن

۴

lime twig

دام، تله انداختن

۵

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۶

grin

نیش وا کردن، پوزخند زدن، دام، تله، دام افکنى، خنده نیشى، پوزخند، دندان نمایى

۷

hook

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن

۸

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۹

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى

۱۰

bait

طعمه دادن، خوراک دادن، طعمه را به قلاب ماهیگیرى بستن، دانه، چینه، مایه تطمیع، دانه ى دام

۱۱

decoy

طعمه یا دام یا تورى براى گرفتن اردک و مرغان دیگر، (مجازى) تله، دام، وسیله تطمیع، به دام انداختن، فریفتن

۱۲

noose

کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن

۱۳

toils

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۱۴

ambush

کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن

۱۵

quicksand

ریگ روان، تله، دام، ماسه متحرک

۱۶

plump

گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن