فرهنگ آریان‌پور

دالان

#۸۷٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hall

سرسرا، تالار، اتاق بزرگ، دالان، عمارت

۲

lobby

تحمیل گرى کردن، راهرو، دالان، سالن انتظار (در راه آهن و غیره)، سالن هتل و مهمانخانه، سخنرانى کردن، (آمریکایى) براى گذراندن لایحه اى (در سالن انتظارنمایندگان مجلسین) سخنرانى و تبلیغات کردن

۳

porch

هشتى، سرپوشیده، دالان، ایوان، رواق

۴

corridor

راهرو، دالان، دهلیز، راه سرپوشیده

۵

vestibule

راهرو، دالان سرپوشیده، هشتى، دهلیز

۶

hallway

کریدور، تالار ورودى

۷

walkway

گردشگاه

۸

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن entrance entryway

۹

passageway

راهرو، غلام گردش، محل عبور، گذرگاه