فرهنگ آریان‌پور

داغدار کردن

#۸۷٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

scar

جاى زخم یا سوختگى، اثر گناه، شکاف، اثر زخم داشتن، اثر زخم گذاشتن

۲

bereave

محروم کردن، داغدیده کردن