فرهنگ آریان‌پور

داغان کردن

#۸۷٬۷۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

batter

خرد کردن، داغان کردن، پى درپى زدن، خراب کردن، خمیر (در آشپزى)، خمیدگى، خمیدگى پیدا کردن، با خمیر پوشاندن، خمیر درست کردن

۲

shatter

خرد کردن، داغان کردن، شکستن، (در جمع) قطعات شکسته