فرهنگ آریان‌پور

داغان سازی

#۸۷٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

smash

تصادم، خردشدگى، برخورد، خرد کردن، شکست دادن، درهم شکستن، بشدت زدن، منگنه کردن، پرس کردن، ورشکست شدن، درهم کوبیدن

۲

battery

باطرى، باترى، (علوم نظامى) آتشبار، صداى طبل، حمله با توپخانه، ضرب و جرح