فرهنگ آریان‌پور

داغ کردن

#۸۷٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cauterize

داغ کردن، داغ زدن، سوزاندن

۲

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۳

singe

سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن