فرهنگ آریانپور
اسباب زحمت
#۸٬۷۷۲
encumbrance
بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو
discommodity
ناراحتى، زحمت، اسباب زحمت، مزاحمت
inconvenience
زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت
trouble
آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه
inconvenient
ناراحت، ناجور