فرهنگ آریانپور
داغ زدن
#۸۷٬۷۱۹
brand
داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن
cauterize
داغ کردن، داغ زدن، سوزاندن
earmark
نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن
stigmatize
داغ ننگ زدن بر، نشان دار کردن، لکه دار کردن