فرهنگ آریان‌پور

داغ زدن

#۸۷٬۷۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۲

cauterize

داغ کردن، داغ زدن، سوزاندن

۳

earmark

نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن

۴

stigmatize

داغ ننگ زدن بر، نشان دار کردن، لکه دار کردن