فرهنگ آریان‌پور

داشتن - محسوب -

#۸۷٬۶۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۲

enumerate

شمردن، به شمار آوردن، محسوب داشتن، برشمردن، یکایک شمردن