فرهنگ آریانپور
داشتن - دوست -
#۸۷٬۵۸۳
like
محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما
list
فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه
love
مهر، عشق، محبت، معشوقه، دوست داشتن، عشق داشتن، عاشق بودن
savor
(savour =) ـ حس ذائقه، مزه، طعم، بو، مزه کردن، فهمیدن، دوست داشتن
affect
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به
savour
(savor =) ـ حس ذائقه، مزه، طعم، بو، مزه کردن، فهمیدن، دوست داشتن