فرهنگ آریانپور
داشتن - تمایل -
#۸۷٬۵۶۴
lean
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل
affect
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به
trepan
روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو
falloff
تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول
propend
(incline =) ـ تمایل داشتن