فرهنگ آریانپور
داشتن - انتظار -
#۸۷٬۵۳۲
hope
امید، امیدوارى چشم داشت، چشم انتظارى، انتظار داشتن، آرزو داشتن، امیدوار بودن
await
منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن
attend
توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگى کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسى بودن، همراه بودن (با)، (مجازى) درپى چیزى بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن
expect
چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن
envisage
رو به رو شدن، مواجه شدن با، در نظر داشتن، انتظار داشتن، درذهن مجسم کردن
anticipate
پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر
hold forth
ارائه دادن، پیشنهاد کردن، انتظار داشتن