واژههای فارسی←داری کردن - بچه -فرهنگ آریانپورداری کردن - بچه -#۸۷٬۳۸۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱babyبچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردنواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر