فرهنگ آریان‌پور

دارویی که روی ان - قرص -

#۸۷٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pastil

(Pastile، pastille) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى

۲

pastile

(Pastille، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى

۳

pastille

(Pastile، pastil) خمیرى که براى بخور دادن به کار رود، بخور، قرص دارویى که روى آن شیرینى باشد، مداد رنگى