واژههای فارسی←داروی تب برفرهنگ آریانپورداروی تب بر#۸۷٬۲۷۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱pyreticوابسته به تب، تب آور، داروى تب بر۲refrigerantسردکن، تب بر، خنک کن، کولرواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر