فرهنگ آریان‌پور

دارو

#۸۷٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

drug

دارو، دوا زدن، دارو خوراندن، تخدیر کردن

۲

medicine

دارو، دوا، پزشکى، طب، علم پزشکى

۳

materia medica

دارو

۴

cure

علاج، شفا، دارو، شفا دادن، بهبودى دادن

۵

remedy

گزیر، علاج، دارو، درمان، میزان، چاره، اصلاح کردن، جبران کردن، درمان کردن

۶

medication

تداوى، تجویز دوا، دارو

۷

pharmaceutic

(pharmaceutical =) ـ دارویى، وابسته به داروسازى، دارو

۸

pharmaceutical

(pharmaceutic =) ـ دارویى، وابسته به داروسازى، دارو

۹

physic

مسهل دادن، دوا دادن، شفا دادن، مسهل، پزشکى، فیزیک

۱۰

curative

داراى خاصیت درمانى، علاج بخش، شفا بخش

۱۱

medicament

دوا، مداوا

۱۲

preparation

پستایش، آمادش، تهیه، تدارک، تهیه مقدمات، اقدام مقدماتى، آماده سازى، آمادگى، آمایش، تمهید