فرهنگ آریانپور
دارنده
#۸۷٬۱۷۵
holder
دارنده، نگاه دارنده، گیرنده، اشغال کننده
have
(past: had ; past participle: had) ـ داشتن، دارا بودن، مالک بودن، ناگزیر بودن، مجبور بودن، وادار کردن، باعث انجام کارى شدن، عقیده داشتن، دانستن، خوردن، صرف کردن، گذاشتن، کردن، رسیدن به، جلب کردن، به دست آوردن، دارنده، مالک
owner
داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم
bearer
حامل، درخت بارور، در وجه حامل
keeper
نگهدار، نگهبان، حافظ
possessor
متصرف، مالک، دارا