فرهنگ آریانپور
داربست
#۸۷٬۱۵۰
stud
گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن
trellis
شبکه، داربست، چفته، داربست بستن espalier
scaffold
چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن
treillage
شبکه، داربست، چفته مو
scaffolding
چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن
staging
صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه stage
latticework
شبکه کارى، چیز مشبک، شبکه سازى