فرهنگ آریان‌پور

داربست

#۸۷٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stud

گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن

۲

trellis

شبکه، داربست، چفته، داربست بستن espalier

۳

scaffold

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن

۴

treillage

شبکه، داربست، چفته مو

۵

scaffolding

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن

۶

staging

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه stage

۷

latticework

شبکه کارى، چیز مشبک، شبکه سازى