فرهنگ آریان‌پور

دارایی

#۸۷٬۱۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۲

belongings

دارایى، متعلقات، کسان

۳

hab

(در ترکیبات قدیم) داشتن، دارایى

۴

asset

چیز با ارزش و مفید، ممر عایدى، سرمایه، دارایى، جمع دارایى شخص که بایستى بابت دیون او پرداخت گردد

۵

purse

کیسه، جیب، کیسه پول، کیف پول، پول، دارایى، وجوهات خزانه، غنچه کردن، جمع کردن، پول دزدیدن، جیب برى کردن

۶

thing

چیز، شییء، کار، اسباب، دارایى، اشیاء، جامه، لباس، موجود واژه هاى شامل

۷

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۸

finance

مالیه، دارایى، علم دارایى، تهیه پول کردن، در کارهاى مالى داخل شدن، سرمایه تهیه کردن، سرمایه گذارى

۹

fortune

بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن

۱۰

possession

تصرف، دارایى، مالکیت، ثروت، ید تسلط

۱۱

possessions

تصرف، دارایى، مالکیت، ثروت، ید تسلط possession

۱۲

gold

طلا - (Au)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 79 و جرم اتمى 196.96655 گرم بر مول زر، سکه زر، پول، ثروت، رنگ زرد طلایى، اندود زرد، نخ زرى، جامه زرى

۱۳

equity

قاعده انصاف، انصاف بى غرضى، تساوى حقوق

۱۴

capital

حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى

۱۵

holding

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى hold

۱۶

resources

وسیله، کاردانى، منبع، ممر، مایه، ابتکار resource

۱۷

belonging

تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن