فرهنگ آریانپور
ابری
#۸۷۰
cloudy
ابرى، پوشیده از ابر، (مجازى) تیره
acloud
ابرى، پوشیده از ابر
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
reeky
جلبکى، ابرى، بدبو
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت
dapple
خالخال کردن، چیزى با نقاط رنگارنگ، حیوانى که بدنش خالخال باشد، خال، لکه، ابرى، ابرش
mottle
خالدار، لکه دار، لکه لکه، ابرى، رگه رگه، با خال هاى رنگارنگ نشان گذاردن، لکه دار کردن
marbled
مرمر نما، مخطط، ابرى، رو رو
overcast
تیره کردن، سایه افکندن ابر، ابر دار کردن، پوشاندن، سایه انداختن، ابرى، تیره، پوشیده
dusty
گرد و خاکى
nebulous
تار، محو، شبیه سحاب، به شکل ابر، تیره