واژههای فارسی←دارای نظام معینفرهنگ آریانپوردارای نظام معین#۸۶٬۹۶۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱orderlyمنظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستانواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر