فرهنگ آریانپور
دارای کار
#۸۶٬۶۹۸
working
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work
jobholder
کارمند، عضو ثابت موسسه
#۸۶٬۶۹۸
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work
کارمند، عضو ثابت موسسه