فرهنگ آریان‌پور

دارای چشم انداز وسیع

#۸۵٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

commanding

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن command