فرهنگ آریانپور
اسب
#۸٬۵۸۲
steed
اسب، توسن، مرکوب، وسیله نقلیه
horse
اسب، (در شطرنج) اسب، سواره نظام، اسبى، وابسته به اسب، قوه اسب، (در ماشین بخار و غیره) ـ اسب دار کردن، سوار اسب کردن، اسب دادن به، بالا بردن، برپشت سوار کردن، شلاق زدن، به دوش کشیدن، غیرمنصفانه
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ
horseback
برپشت اسب، سوار، سوار بر اسب
knight
سلحشور، دلاور، قهرمان، شوالیه، نجیب زاده، بمقام سلحشورى و دلاورى ترفیع دادن knight ادبی