فرهنگ آریان‌پور

اسب

#۸٬۵۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

steed

اسب، توسن، مرکوب، وسیله نقلیه

۲

horse

اسب، (در شطرنج) اسب، سواره نظام، اسبى، وابسته به اسب، قوه اسب، (در ماشین بخار و غیره) ـ اسب دار کردن، سوار اسب کردن، اسب دادن به، بالا بردن، برپشت سوار کردن، شلاق زدن، به دوش کشیدن، غیرمنصفانه

۳

mount

سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ

۴

horseback

برپشت اسب، سوار، سوار بر اسب

۵

knight

سلحشور، دلاور، قهرمان، شوالیه، نجیب زاده، بمقام سلحشورى و دلاورى ترفیع دادن knight ادبی‌