فرهنگ آریان‌پور

اسایش

#۸٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

grith

آسایش، امان، پناه، ترحم، شفقت، تحصن، بست

۳

welfare

آسایش، رفاه، خیر، سعادت، خیریه، شادکامى

۴

weal

خیر، سعادت، آسایش، ثروت، دارایى

۵

comfort

راحت، آسودگى، آسایش، مایه تسلى، دلدارى دادن (به)، آسایش دادن

۶

easement

(حق) حق ارتفاقى، راحتى، آسایش، راحت شدن از درد، منزل

۷

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۸

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۹

convenience

آسودگى، راحتى، (در جمع) تسهیلات