فرهنگ آریانپور
اسایش
#۸٬۵۶۶
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
grith
آسایش، امان، پناه، ترحم، شفقت، تحصن، بست
welfare
آسایش، رفاه، خیر، سعادت، خیریه، شادکامى
weal
خیر، سعادت، آسایش، ثروت، دارایى
comfort
راحت، آسودگى، آسایش، مایه تسلى، دلدارى دادن (به)، آسایش دادن
easement
(حق) حق ارتفاقى، راحتى، آسایش، راحت شدن از درد، منزل
ease
آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن
repose
گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت
convenience
آسودگى، راحتى، (در جمع) تسهیلات