فرهنگ آریان‌پور

دارای‌ انضباط‌ کردن

#۸۵٬۴۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

school

مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن

۲

discipline

انضباط، انتظام، نظم، تادیب، ترتیب، تحت نظم و ترتیب در آوردن، تادیب کردن