واژههای فارسی←دارای اعضا بویاییفرهنگ آریانپوردارای اعضا بویایی#۸۵٬۴۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱osmatic(جانور شناسى) داراى اعضا بویایى، وابسته به بویایىواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر