واژههای فارسی←دارای استانه یا پایه نمودنفرهنگ آریانپوردارای استانه یا پایه نمودن#۸۵٬۴۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sill(cill =) ـ آستانه، پایه، تیر پایه، آستانه در، گسله بسترى، داراى آستانه یا پایه نمودنواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر