فرهنگ آریان‌پور

اسان‌ کردن

#۸٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

facilitate

آسان کردن، تسهیل کردن، کمک کردن

۲

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۳

simplify

ساده کردن، آسان تر کردن، مختصر کردن