فرهنگ آریان‌پور

دارا

#۸۵٬۳۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

wealthy

دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنى

۲

endow

اعطا کردن (به)، (به صیغه اسم مفعول) دارا، چیزى را وقف کردن، وقف کردن، موهبت بخشیدن به endow wellheeled

۳

fraught

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن

۴

possessor

متصرف، مالک، دارا

۵

propertied

سهام دار، ملاک، متمکن، داراى خواص معین

۶

well fixed

ثروتمند، دارا، پولدار، خوب تثبیت شده

۷

well heeled

پولدار، ثروتمند، دارا

۸

rich

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار welloff welltodo

۹

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up) moneyed

۱۰

capitalist

سرمایه دار، سرمایه گراى