فرهنگ آریان‌پور

دار و دسته بزهکاران

#۸۵٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mob

انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن

۲

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۳

mighty

نیرومند، توانا، زورمند، قوى، مقتدر، بزرگ