فرهنگ آریان‌پور

ابروریزی‌ کردن

#۸۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۲

shame

شرم، خجلت، شرمسارى، آزرم، ننگ، عار، شرمنده کردن، خجالت دادن، ننگین کردن

۳

sully

آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى

۴

dishonor

ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)

۵

scandalize

مفتضح کردن، تهمت ناروا زدن به، رسوا کردن