فرهنگ آریانپور
ابروریزی کردن
#۸۵۳
soil
خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن
shame
شرم، خجلت، شرمسارى، آزرم، ننگ، عار، شرمنده کردن، خجالت دادن، ننگین کردن
sully
آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى
dishonor
ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)
scandalize
مفتضح کردن، تهمت ناروا زدن به، رسوا کردن