فرهنگ آریانپور
ابروریزی
#۸۵۲
smear
لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن
fiasco
شکست مفتضحانه، ناکامى، بطرى شراب
affront
آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى
debacle
افتضاح، سقوط ناگهانى حکومت و غیره، سرنگونى
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن
disgrace
رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى
dishonor
ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)
discredit
بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن
disrepute
بى آبرویى، بدنامى، رسوایى، بى احترامى
reflection
(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
opprobrium
رسوایى، ننگ، خفت، زشتى، ناسزایى
denigration
بد نام کردن، سیاه ساختن