فرهنگ آریان‌پور

دادن - نمایش -

#۸۵٬۰۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۲

enact

به صورت قانون درآوردن، وضع کردن (قانون) تصویب کردن، نمایش دادن

۳

depict

نمایش دادن (به وسیله نقشه و مانند آن)، نقش کردن، مجسم کردن، رسم کردن، شرح دادن

۴

expose

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن

۵

display

نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه

۶

execute

اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن

۷

exhibit

نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن

۸

perform

انجام دادن، کردن، بجا آوردن، اجرا کردن، بازى کردن، نمایش دادن، ایفا کردن

۹

depicture

نمایش دادن، مجسم کردن، نقش کردن

۱۰

represent

نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن