فرهنگ آریانپور
دادن - نشان -
#۸۵٬۰۳۶
ante
بالا بردن، نشان دادن، توپ زدن پیشوندى است به معنى " پیش " و " قبل از " و " در جلو "
exert
اعمال کردن، به کار بردن، اجرا کردن، نشان دادن
index
شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن
evince
نشان دادن، معلوم کردن، ابراز داشتن، موجب شدن، برانگیختن
actuate
به کار انداختن، تحریک کردن، برانگیختن، سوق دادن، نشان دادن
display
نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه
indicate
نشان دادن، نمایان ساختن، اشاره کردن بر
illustrate
توضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدن
adumbration
سایه افکنى، نشان دادن، خلاصه
demonstrate
اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن