فرهنگ آریان‌پور

دادن - معنی -

#۸۵٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۲

denote

مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن

۳

intend

قصد داشتن، خیال داشتن، فهمیدن، معنى دادن، بر آن بودن، خواستن

۴

signify

دلالت کردن بر، حاکى بودن از، به اشاره فهماندن، معنى دادن، معنى بخشیدن

۵

intimate

مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى