فرهنگ آریانپور
دادن - فریب -
#۸۴٬۹۸۷
bob
فریب دادن، از راه فریب و خدعه چیزى را به دست آوردن، ضربت زدن، سرزنش یا طعنه، شوخى، حقه، شاقول، وزنه قپان، منگوله، حرکت تند و سریع، سرود یا تصنیف، ضربت، یک شیلینگ
fob
فریفتن، گول زدن، فریب دادن، جیب جلیقه مخصوص ساعت و غیره، زنجیر ساعت، به جیب ریختن
doin
رو به خرابى نهادن، کشتن، لخت کردن، فریب دادن
fool
نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن
cheat
آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن
delude
فریب دادن، اغفال کردن
diddle
فریب دادن، مغبون کردن
deceive
فریفتن، فریب دادن، گول زدن، اغفال کردن، مغبون کردن
hoodwink
چشم بندى کردن، فریب دادن، اغفال کردن
dissimulate
پنهان کردن، بر روى خود نیاوردن، دورویى کردن، فریب دادن