فرهنگ آریان‌پور

دادن - فرمان -

#۸۴٬۹۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ordain

ترتیب دادن، مقدر کردن، وضع کردن، امر کردن، فرمان دادن

۲

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۳

officer

افسر، صاحب منصب، مامور، متصدى، افسر معین کردن، فرماندهى کردن، فرمان دادن