فرهنگ آریانپور
دادن - غذا -
#۸۴٬۹۷۱
grub
کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن
fodder
علوفه، علیق، علوفه دادن، غذا دادن
foster
غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن
aliment
غذا، رزق، قوت لایموت، قوت دادن، غذا دادن
nourish
قوت دادن، غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه