فرهنگ آریان‌پور

دادن - عذاب -

#۸۴٬۹۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

lug

گوشک، گوش پوش، آویزه، دسته یا هر چیزى که به وسیله آن چیزى را حمل یا بیاویزند، هر عضو جلو آمده چیزى، دیرک، تیر، آدم کله خر، کودن، عذاب دادن، به زور کشیدن، کشیدن و بردن، قالب زدن (بزو)، گنجانیدن، پس زدن دهنه اسب، سنگین حرکت کردن

۲

put

(past: put ; past participle: put) ـ گذاردن، قرار دادن، عذاب دادن، تقدیم داشتن، ارائه دادن، در اصطلاح یا عبارت خاصى قرار دادن، ترجمه کردن، تعبیر کردن، عازم کارى شدن، به فعالیت پرداختن، به کار بردن، منصوب کردن واداشتن، ترغیب کردن، متصف کردن، فرض کردن، ثبت کردن، تعویض کردن، انداختن، پرتاب، سعى، مستقر

۳

rack

چنگک جا لباسى، بار بند، جا کلاهى، نوعى آلت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ دنده دار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه دار کردن، روى چنگک گذاردن لباس و غیره، طاقچه، قفسه

۴

grill

سیخ شبکه اى، گوشت کباب کن، روى سیخ یا انبر کباب کردن، بریان کردن، عذاب دادن، پختن، بریان شدن

۵

rankle

چرک نشستن، چرک جمع کردن، جان گداز بودن، جانسوز بودن، عذاب دادن

۶

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن

۷

torment

زجر، عذاب، شکنجه، آزار، زحمت، عذاب دادن، زجر دادن

۸

torture

شکنجه، عذاب، زجر، عذاب دادن، زجر دادن

۹

lacerate

پاره کردن، مجروح کردن، آزردن، عذاب دادن، دریدن