فرهنگ آریان‌پور

دادن - شکست -

#۸۴٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drub

زدن، کتک زدن، چوب زدن، شکست دادن

۲

crush

فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر

۳

floor

کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه

۴

outdo

(past: outdid ; past participle: outdone) ـ بهتر از دیگرى انجام دادن، شکست دادن

۵

skunk

(جانور شناسى) راسوى متعفن آمریکایى، آدم بد رفتاریا پست، شکست دادن، فریفتن

۶

smash

تصادم، خردشدگى، برخورد، خرد کردن، شکست دادن، درهم شکستن، بشدت زدن، منگنه کردن، پرس کردن، ورشکست شدن، درهم کوبیدن

۷

smite

(past: smote ; past participle: smitten) ـ زدن، شکست دادن، خرد کردن، شکستن، کشتن، ذلیل کردن، کوبیدن

۸

defeat

شکست دادن، هزیمت، مغلوب ساختن، شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى

۹

trounce

شکست دادن، سخت زدن، بسختى تنبیه کردن، سرزنش کردن

۱۰

checkmate

شهمات کردن، مات کردن، (مجازى) شکست دادن