دادن - شرح -
#۸۴٬۹۳۷
give
(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن
depict
نمایش دادن (به وسیله نقشه و مانند آن)، نقش کردن، مجسم کردن، رسم کردن، شرح دادن
detail
جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن
relate
باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن
explain
توضیح دادن، روشن کردن، با توضیح روشن کردن، شرح دادن
narrate
داستانى را تعریف کردن، داستان سرایى کردن، نقالى کردن، شرح دادن
describe
شرح دادن، توصیف کردن، وصف کردن
illustrate
توضیح دادن، بامثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن، آراستن، مزین شدن
demonstrate
اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن
fill in
شرح دادن، پر کردن، جانشین کردن، جانشین شونده