فرهنگ آریان‌پور

دادن - زحمت -

#۸۴٬۹۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bother

دردسر دادن، زحمت دادن، مخل آسایش شدن، نگران شدن، جوش زدن و خودخورى کردن، رنجش، پریشانى، مایه زحمت

۲

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

۳

discommode

ناراحت کردن، زحمت دادن