فرهنگ آریانپور
دادن - روی -
#۸۴٬۹۰۷
go
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن
hap
اتفاق، قضا، روى دادن، اتفاق افتادن
befall
(past: befell ; past participle: befallen) ـ در رسیدن، اتفاق افتادن، رخ دادن، روى دادن
betide
روى دادن، اتفاق افتادن
happen
روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن
bechance
(befall =) ـ در رسیدن، اتفاق افتادن، رخ دادن، روى دادن