فرهنگ آریان‌پور

دادن - روی -

#۸۴٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

go

(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن

۲

hap

اتفاق، قضا، روى دادن، اتفاق افتادن

۳

befall

(past: befell ; past participle: befallen) ـ در رسیدن، اتفاق افتادن، رخ دادن، روى دادن

۴

betide

روى دادن، اتفاق افتادن

۵

happen

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۶

bechance

(befall =) ـ در رسیدن، اتفاق افتادن، رخ دادن، روى دادن