واژههای فارسی←دادن - دوا -فرهنگ آریانپوردادن - دوا -#۸۴٬۸۸۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱doseخوراک دوا یا شربت، مقدار دوا، دوا دادن۲physicمسهل دادن، دوا دادن، شفا دادن، مسهل، پزشکى، فیزیکواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر