فرهنگ آریان‌پور

اساسا

#۸٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

substantially

اساسا، دراساس، درواقع au fond

۲

mainly

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main

۳

mostly

بیشترین، زیادترین، بیش از همه most

۴

basically

به طور اساسى materially quintessentially radically

۵

principally

اصلى، عمده، مایه، مدیر، مهم، رئیس، مدیر مدرسه، مطلب مهم، سرمایه اصلى، مجرم اصلى principal

۶

fundamentally

بنیادى