فرهنگ آریانپور
دادن - خوراک -
#۸۴٬۸۷۲
bait
طعمه دادن، خوراک دادن، طعمه را به قلاب ماهیگیرى بستن، دانه، چینه، مایه تطمیع، دانه ى دام
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه
nourish
قوت دادن، غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه